روزیروزگاری، دختری جوان در بازارهای بردهفروشی ایران در قرن سیزدهم زندگی میکرد. این داستان روایت جادوگری است که سرنوشت قارهای پهناور را به بازی گرفت. پس از مرگ مادرش و جدا شدن اجباری از سرزمین مادری، سیتارا خود را کاملاً تنها مییابد؛ بدون توانایی...
یک مرد بیکار ۳۴ ساله ناشناس در روز خاکسپاری پدر و مادرش از خانهی خود به بیرون رانده شد و پس از تصادف با یک کامیون کشته شد. وقتی این فرد از خواب بیدار شد، خود را در قالب یک نوزاد و در دنیایی متفاوت از شمشیر و جادو یافت.
داستان درباره دختر جوانی به نام Tanya Degurechov است که در خط مقدم جنگ در حال مبارزه است. او قبلاً یکی از افسران برجسته ژاپنی بوده ولی بخاطر غضب خداوند به شکل دختری کوچک دوباره تولد یافته است.
داستان خود را حول دوقلوهایی به نام یورو و آسا متمرکز کرده که زندگیاشان با غرش اژدهایی که خبر از ورود دشمنان ماوراءالطبیعه میدهد، از هم میپاشد. این دو که در یک روستای کوهستانی دورافتاده بزرگ شدهاند، خود را درگیر مبارزات پنهانی با موجودات قدرتمندی ...